ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

186

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

كردند . حسن بر او نماز خواند و او را در دار الامارهء كوفه دفن كردند . ولى قبر او ناشناخته ماند مبادا كه خوارج قبر وى را بشكافند . گويند ، پس از صلح معاويه با حسن ، جسد على به مدينه منتقل شد . دو دست ابن ملجم را قطع كردند و دو پاى او را و دو گوش و بينى او را بريدند . وقتى كه مىخواستند زبان وى را قطع كنند ، فرياد كشيد . به او گفته شد اعضاى بدن تو را قطع كردند . ولى سخنى نگفتى چطور وقتى مىخواستند زبانت را قطع كنند فرياد كشيدى ؟ ابن ملجم گفت : من با زبانم خدا را به ياد مىآورم و براى اين قطع شدن آن آسان نمىنمود . پس از اين كه او را مثله كردند او را كشتند . مدت خلافت على چهار سال و نه ماه بود و مدت عمرش 63 سال . برك در شبى كه با دو همفكر خود قرار گذاشته بودند به سراغ معاويه رفت . هنگامى كه معاويه براى نماز صبح بيرون مىآمد با شمشير به او حمله كرد ، معاويه پشتش را به برك كرد ، شمشير وى در ميان دوران معاويه برخورد كرد و ران وى را شكافت . برك را دستگير كردند ، او به معاويه گفت : من خبرى دارم اگر آن را بشنوى خوشحال مىشود ، على امشب كشته شد . معاويه پس از اين كه مورد معالجه قرار گرفت و حالش خوب شد به كشتن برك فرمان داد . گفته شده است ، وقتى كه برك ، معاويه را با شمشير زد وى در حالت سجده بوده است . پس از اين كار برك ، در پيش روى خلفا كسانى مىايستادند تا از آنان محافظت كنند . معاويه نيز فرمان داد تا براى وى اتاق كوچكى بسازند . نفر سوم ، به قصد كشتن عمرو بن عاص حركت كرد . در شب موعود عمرو به دليل درد شديد در شكم كس ديگرى به نام خارجة بن عدوى را به جاى خود فرستاد . عمرو بن بكر به گمان اين كه وى ، عمرو بن عاص است به وى حمله كرد و وى را كشت . وقتى كه على كشته شد ، مردم شام به سوى بيعت با معاويه فرا خوانده شدند ، و عبد الرحمن بن خالد بن وليد به معاويه گفت : ما مؤمن هستيم تو نيز امير المؤمنين ، هستى . با معاويه زمانى بيعت كردند كه وى در ايلياء بود و 5 شب از ماه شوال سال چهل گذشته بود . فصل از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه ايشان به على گفت : آيا مىدانى شقىترين اولين و آخرين چه كسى است ؟